الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

461

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بود ، پس اين سخنان درخشان را خطاب به وى بر زبان راند : ( 1 ) « عمو جان ! خداوند تبارك و تعالى قادر است آنچه را مىبينى دگرگون سازد كه خداوند در هر روز ، مشيّتى دارد . و اين قوم ، دنيايشان را از تو بازداشتند و تو دينت را از آنها بازداشتى و تو چه بىنياز هستى از آنچه تو را مانع شدند و آنان چه نيازمندند به آنچه از آنها مانع گشتى ، پس از خداوند ، شكيبايى طلب كن و از ناشكيبى و آزمندى به خداوند پناه بر كه صبر از دين و كرم باشد و آزمندى ، رزقى را پيش نيارد و ناشكيبى ، اجلى را به تأخير نيندازد . . . » . ( 2 ) چه كلمات برجسته‌اى هستند اين سخنان كه پرده از دشمنى امويان نسبت به ابو ذر برمىدارند ، زيرا آنان از وى بر دنيايشان ترسيدند و آنها از وى بر مقامهايشان بيمناك شدند و آن حضرت عليه السّلام وى را به صبر دستور داد و از ناشكيبى نهى فرمود كه اجلى را به تأخير نمىاندازد و امام با اين اخلاق عظيم در روز طف آراسته بود كه نه در برابر امويان خاضع شد و نه از برخورد با فاجعه‌هاى عظيم و مصيبتهاى بزرگ ، ناشكيبا گشت . ( 3 ) سخنان عمار بن ياسر « عمار بن ياسر » با چشمانى پر از اشك پيش آمد و با دوست و يار خود ، ابو ذر وداع كرد و گفت : « خداوند آن كس را كه تو را به وحشت انداخته است ، مأنوس نسازد و آنكه تو را هراسان ساخت ، ايمن نفرمايد . به خدا قسم ! اگر دنيايشان را مىخواستى ، تو را امان مىدادند و اگر به اعمالشان راضى مىشدى ، تو را دوست مىداشتند و چيزى مانع نشد مردم را كه سخن تو را بر زبان آورند جز اينكه به دنيا راضى شدند و از مرگ ، هراسيدند و به قدرت جماعتشان مايل شدند